Last Year at Marienbad And Descartes: Meditations

به نظر می‌رسد فیلم، درامی از یک مثلث عشقی را به نمایش می‌گذارد، اما رویدادهای داستان به شیوۀ خطی بازگو نمی‌شوند و در کل بیانگر یک داستان خاص به معنا و مفهوم معمول آن نیستند. صحنه‌ها، دیالوگ‌ها، نماهای جزئی‌نگر و مناظر پانورامایی تکه‌تکه می‌شوند، با هم آمیخته می‌شوند، دوباره در کنار هم قرار می‌گیرند، و بخش‌های مختلف آنها به شکلی موزون و به سبک و سیاق یک زیبابین اسلوموشن تکرار می‌شوند. فیلم به عنوان یک تجربۀ فرمالیستی (شکل‌شناختی) در رسانۀ سینما توصیف شده است – در صحنه‌ای که در آن نقاشی‌های کوبیسم به عنوان مطالعاتی فرمالیستی توصیف و تعریف شده‌اند. "سال گذشته در مارین‌باد ...

Descartes: The Solitary Self

متن مرتبط با این مطلب، تأملات رنه دکارت در فلسفۀ اولی است. "دکارت" با استنباط جملۀ معروف خود، "من فکر می‌کنم، پس هستم"، در این اثر کم‌حجم خود، مبنای تفکیک و استقلال بنیادین ذهن و بدن را پایه‌ریزی می‌کند: ذهن به هیچ عنوان فیزیکی نیست، و جسم به هیچ وجه نمی‌تواند ذهنی یا ملهم باشد. کل جهان فیزیکی برای ذهن، یک جوهر بیگانه – مادۀ محض، مادۀ خام محض – است. بر این اساس، ذهن، آزاد و رها است تا طرح‌های خاص خود را بر چهرۀ طبیعت بیاندازد و به ساختارها و ارزش‌های ذاتیِ اشیاء موجود در جهان خارجی، از هر نوعی که باشند ...

Plato: The Failure of Democracy

"افلاطون" (۴۲۷-۳۴۷) را اغلب با عنوان بزرگترین فیلسوف غرب توصیف می‌کنند. مورّخینی چون "آلفرد نورث وایت‌هد" در جایی گفته است: "ایمن‌ترین تعریف کلی از سنت فلسفی اروپا، تعریفی است که مجموعه‌ای از پانوشت‌ها با ارجاع به "افلاطون" را دربرمی‌گیرد. "افلاطون" در یک خانوادۀ اشرافی در آتن به دنیا آمد، و در طول جنگ‌ "پلوپونز"* رشد کرد و بزرگ شد. احتمال این که او در بخش سواره‌نظام عملیا‌ت‌های جنگی متعددی علیه اسپارت خدمت کرده باشد، وجود دارد. از آنجایی که رابطۀ "افلاطون" با سیاست‌های آشوبگرانه و خود-ویرانگرانۀ شهر زادگاهش رابطه‌ای بر پایۀ نفرت و انزجار بود، از حوزۀ سیاست دور شد ...
تمام مقالات بارگذاری شده است
هیچ مقالاتی برای بارگذاری وجود ندارد