• فیلم و جامعه

    بهترین راه برای درک ادعاهای جدید فلاسفه در رابطه با درک ما از نحوۀ ارتباط فیلم‌ها با جامعه، توجه به دیدگاهی است که چندین سال پیش حاکم بر عرصۀ نظریۀ فیلم و سینما بود. طبق این دیدگاه، فیلم‌های روایی مردمی – به ویژه فیلم‌هایی که توسط “هالیوود”، واژه‌ای که به صنعت تولید محصولات سرگرمی واقع در هالیوود کالیفرنیا اشاره دارد، ساخته می‌شوند، اما همچنین فیلم‌های روایی ساخته شده بر مبنای یک مدل مشابه را نیز شامل می‌شوند – به ناچار با تکذیب وجود سرکوب اجتماعی، به شیوه‌های متفاوت، از این پدیده حمایت می‌کردند. فیلم‌های این چنینی در نظر مخاطبان چیزی نبودند جز قصه‌های پریانی که از کاراکتر واقع‌گرای رسانه برای بیان آن داستان‌های تخیلی استفاده می‌کردند آن هم به شکلی که گویی آنها تصاویر دقیق و گویای واقعیت بودند. به این ترتیب، کاراکتر واقعی این سلطۀ اجتماعی از نگاه چنین دیدگاه شایع و جا افتاده‌ای در جامعۀ آن روز، به بهای نمایش یک تصویر خوش‌بینانه و خوش‌جلوه‌ از واقعیات وجود اجتماعی انسان محو شد.

    این نظریه‌پردازان فیلم و سینما، به عنوان بخشی از مباحثات خود، پا را از بررسی جداگونۀ فیلم‌ها به خودی خود فراتر گذاشته‌اند و این طور استدلال کرده‌اند که همین ساختار فیلم روایی است که در کمک به حفظ سلطۀ اجتماعی نقش تعیین کننده دارد. از این دیدگاه، غلبۀ روایت به خودی خود برای پیشرفت و بالندگی معتبر فیلم‌ها لازم و ضروری است.

    فیلسوفان فیلم و سینما، در مقابل یک چنین دیدگاه منفی‌ای از ارتباط فیلم با جامعه، استدلال کرده‌اند که فیلم‌های مردمی نیازی به حمایت از سلطۀ اجتماعی ندارند بلکه حتی می‌توانند رویکردهای انتقادی اجتماعی خود را بیان کنند. فلاسفه در بیان این استدلال، گرایش نظریۀ فیلم را اصلاح و تعمیم‌دهی وسیع آن را در جهتی هدایت کرده‌اند که ارتباط بین فیلم و جامعه بر مبنای آن ریشه در تحلیل دقیق فیلم‌ها به طور جداگانه نخواهد داشت. در عوض، تاکید آنها بر ارائۀ تفسیرهای جزئی‌گرایانه از فیلم‌هایی است که نشان می‌دهند چگونه راویان‌شان ارائه‌گر برداشت‌های انتقادی در خصوص عملکردها و نهادهای اجتماعی متفاوت هستند. طبقۀ اجتماعی، نژاد، جنسیت، و تمایلات جنسی نمونه‌هایی از عرصه‌های اجتماعی متفاوتی هستند که فیلسوفان فیلم و سینما در آنها مشاهده‌ کرده‌اند که فیلم‌ها به شکلی کاملاً آگاه نسبت به جامعه، مداخله‌های انتقادی به‌جایی در بحث‌های مربوط به عموم جامعه کرده‌اند.

    یک نمونۀ جالب توجه از فیلم‌هایی که اقدام به موضع‌گیری‌های سیاسی‌ای می‌کنند که صرفاً در جهت حمایت از حالات و شرایط موجود سلطۀ اجتماعی نیستند، فیلم‌هایی با محوریت زوج‌هایی با نژادهای مختلف هستند. بر همین اساس، فیلم “حدس بزن کی برای شام میاد” (1967) ساختۀ “استنلی کریمر” با به نمایش گذاشتن مشکلاتی که یک زوج با نژادهای مختلف با آن روبه‌رو هستند، به بررسی موضوع تلفیق نژادی به عنوان راه‌حلی برای مشکلات مربوط به نژاد‌پرستی ضد-سیاه‌پوستان در آمریکا می‌پردازد. نزدیک به 25 سال بعد از آن، فیلم “تب جنگل” به کارگردانی “اسپایک لی” یک بار دیگر با استفاده از یک زوج دو-نژادی که درگیر مسالۀ نژادپرستی می‌شوند، علیه ایده‌ای که فیلم قبلی مطرح کرده بود موضع‌گیری می‌کند. با این تفاوت که این بار، فیلم ادعا و اثبات می‌کند که نژادپرستی سخت‌گیرانۀ سفیدپوستان آمریکایی نقش این نوع تلفیق را به عنوان نوشدارویی برای بیماری‌های این جامعۀ نژادپرست کم‌رنگ می‌کند (Wartenberg، 1999). و بسیاری فیلم‌های دیگر از این ویژگی روایی برای بررسی دیگر جنبه‌های نژادپرستی و احتمال‌های موجود برای غلبه بر آن استفاده می‌کنند.

    به همین نحو، فلاسفه به دنیای خارج از هالیوود هم نگاه کرده‌اند و فیلم‌های فیلمسازان آینده‌داری چون “جان سایلس″ را مورد بررسی قرار داده و عقیدۀ آنها مبنی بر اینکه فیلم‌های روایی می‌توانند بیانیه‌های سیاسی کارشناسانه و اثرگذاری ارائه دهند را توضیح داده‌اند. فیلمی مثل “میت‌وان” با محوریت بررسی ارتباط بین طبقۀ اجتماعی و نژاد به عنوان نقطه‌های حساس سلطۀ اجتماعی ساخته و نمایش داده می‌شود.

    در کل، می‌توانیم بگوییم که فلاسفه بر موضع محکومیت یکپارچۀ فیلم‌ها به عنوان عاملی که به لحاظ اجتماعی پس‌رفت‌کننده هستند، ثابت‌قدم مانده‌اند و همواره ابزار متفاوتی که فیلمسازان برای ارائۀ چشم‌اندازهای سیاسی خود در رابطه با عرصه‌های مشکلات اجتماعی مورد استفاده قرار می‌دهند را شناسایی و بررسی کرده‌اند. آنها با در نظر داشتن شیوه‌هایی که راویان استاندارد هالیوود طبق آنها آگاهی اجتماعی انتقادی را خدشه‌دار می‌کنند، نشان داده‌اند که فیلم روایی ابزار مهمی برای تامل و اندیشۀ همگانی در مورد موضوعات اجتماعی مهم روز است.

  • Film and Society

    The best way to understand the innovations made by philosophers in our understanding of how films relate to society is to look at the view that was dominant in film theory some years ago. According to that view, popular narrative films—especially those produced by “Hollywood,” a term that referred to the entertainment industry located in Hollywood, California, but also included popular narrative films produced on a similar model—inevitably supported social oppression by denying, in one way or another, its existence. Such films were taken to present nothing but fairytales that used the realistic character of the medium to present those imaginary stories as if they were accurate pictures of reality. In this way, the actual character of the social domination assumed by such a view to be rampant in contemporary society was obscured in favor of a rosy picture of the realities of human social existence.

    As part of their argument, these film theorists have gone beyond examining individual films themselves and have argued that the very structure of the narrative film functions to assist in the maintenance of social domination. From this point of view, an overcoming of narrativity itself is required for films to be genuinely progressive.

    In opposition to such a negative view of film’s relationship to society, philosophers of film have argued that popular films need not support social domination but can even give expression to socially critical attitudes. In making this argument, they have corrected film theory’s tendency to make broad generalizations about the relationship between film and society that are not grounded in careful analysis of individual films. They have instead concentrated upon presenting detailed interpretations of films that show how their narratives present critical takes on various social practices and institutions. Class, race, gender, and s…xuality are among the different social arenas in which philosophers of film have seen films make socially conscious, critical interventions in public debates.

    One interesting example of films that develop political stances that are not merely supportive of existing modes of social domination are those that involve interracial couples. So Stanley Kramer’s 1967 film, Guess Who’s Coming to Dinner, investigates the plausibility of racial integration as a solution to the problems of anti-black racism in America through its portrayal of the problems facing an interracial couple. Nearly 25 years later, Spike Lee’s Jungle Fever argues against the earlier film’s political agenda, once again using an interracial couple that encounters racism. Only this time, the film asserts that the intransigent racism of White Americans undermines integration as a panacea to the ills of this racist society (Wartenberg 1999). And many other films employ this narrative figure to investigate other aspects of racism and possibilities for its overcoming.

    Similarly, philosophers have looked outside of Hollywood to the films of progressive filmmakers like John Sayles to illustrate their belief that narrative films can make sophisticated political statements. A film like Matewan is shown to involve a sophisticated investigation of the relationship between class and race as sites of social domination.

    In general, then, we can say that philosophers have resisted a monolithic condemnation of films as socially regressive and explored the different means that filmmakers have used to present critical perspectives on areas of social concern. While they have not ignored the ways in which standard Hollywood narratives undermine critical social awareness, they have shown that narrative film is an important vehicle for communal reflection on important social issues of the day.


    The Stanford Encyclopedia of Philosophy is copyright © by The Metaphysics Research Lab, Center for the Study of Language and Information (CSLI), Stanford University

    Stanford University