FILM-PHILOSOPHY

PRESENTS

We welcome you to explore Open Courses where you can discover a wide range of timely and timeless topics.

OPEN COURSES FROM TOP UNIVERSITIES

PHILOSOPHY AND THE SCIENCE OF HUMAN NATURE

WITH TAMAR GENDLER

INTRODUCTION TO POLITICAL PHILOSOPHY

WITH STEVEN B. SMITH

THE EARLY MIDDLE AGES, 284–1000

WITH PAUL FREEDMAN

DEATH

THE MORAL FOUNDATIONS OF POLITICS

WITH SHELLY KAGAN

WITH IAN SHAPIRO

One of the Most Popular

Courses in Harvard’s History

Follow Sandel’s Harvard Justice Course Here

Nearly one thousand students pack Harvard’s

historic sanders theatre to hear Michael Sandel talk

about justice, equality, democracy, and citizenship.

LECTURES

12

JUSTICE

WITH MICHAEL SANDEL

WHAT'S THE RIGHT THING TO DO?

WHAT’S THE RIGHT THING TO DO?

THEY

REMEMBER YOU

1,101 Classic Movie Lines that Teach us About

Life, Death, Love, Marriage, Anger and Humor

First Edition

CLASSIC MOVIE LINES

Reel Life: 101 meticulously and cleverly presents more
than 1,101 of the most culturally influential movie lines
of our time, it is not a mere collection of familiar movie
quotes from popular movies. In fact, you probably won’t
remember most of them. But, they remember you.

MARLON BRANDO

JAMES DEAN

CLASSIC MOVIE LINES

REEL LIFE 101

By Jon Anthony Dosa

Jon Anthony Dosa is the Emmy Award winning producer of A Day At The Movies

بیدار کردن ناآرامی خرد

فلسفه به ما درس می‌دهد و در عین حال آرامش ما را بر هم می‌زند و این کار را با مواجه کردن ما با آنچه از قبل می‌دانیم، انجام می‌دهد. کنایه‌ای در این نکته هست. دشواری این درس منوط به این واقعیت است که چیزی را به شما یاد می‌دهد که از قبل، آن را می‌دانید. این کار را با پرداختن به آنچه که ما به خوبی از موقعیت‌های آشنای انکارناپذیر می‌دانیم و سپس، عجیب جلوه دادن آنها، انجام می‌دهد. فلسفه، ما را با آنچه برایمان آشناست بیگانه می‌کند. نه با ارائۀ اطلاعات جدید بلکه با دعوت کردن و ترغیب کردن ما به دیدن قضایا از یک دریچۀ جدید. اما خطر آنجاست که وقتی آنچه برایمان آشناست برایمان بیگانه می‌شود اوضاع به هیچ وجه مثل سابق نخواهد بود. خودشناسی مثل معصومیت از دست رفته است. اگرچه آرامش‌برهم‌زننده است اما خواهید دید که به هیچ وجه نمی‌توان دربارۀ آن فکر نکرد یا آن را نشناخت. آنچه که این امر خطیر را دشوار و در عین حال جذاب و گیرا می‌کند این است که فلسفۀ اخلاقی و سیاسی، داستانی است که نمی‌دانید به کجا خواهد رسید اما آنچه که به طور قطع می‌دانید آن است که این داستان دربارۀ خود شماست. اینها خطرات شخصی هستند. خب حالا، خطرات سیاسی کدامند؟ یک راه معرفی کردن درسی مثل این می‌تواند این باشد که به شما وعده دهیم که با خواندن این کتاب‌ها و بحث پیرامون این موضوعات به شهروند بهتر و مسئول‌تری تبدیل خواهید شد. اینکه پیش‌انگاره‌های سیاست‌گذاری عمومی را بررسی خواهید کرد، اینکه قضاوت سیاسی‌تان اصلاح خواهد شد و اینکه عضو تاثیرگذارتری در امور اجتماعی خواهید شد. اما چنین وعده‌هایی محدود و گمراه‌کننده‌اند. فلسفۀ سیاسی در اغلب موارد این گونه جواب نداده است. باید این احتمال را هم بدهید که شاید فلسفۀ سیاسی از شما شهروند بدتری بسازد به جای آنکه به فرد بهتری تبدیل‌تان کند یا دست کم، اول بدترتان کند و بعد، از شما آدم بهتری بسازد و این به خاطر آن است که فلسفه، فعالیتی است که ایجاد فاصله می‌کند و حتی تضعیف‌کننده است و می‌بینید که این به زمان “سقراط” برمی‌گردد. گفت‌وگویی هست به نام “گورجیاس” که در آن، یکی از دوستان “سقراط” به نام “کالیکلس” سعی می‌کند با حرف‌هایش “سقراط” را از فلسفه‌پردازی منصرف کند. “کالیکلس” به “سقراط” می‌گوید که فلسفه یک اسباب‌بازی زیباست البته اگر با اعتدال و در زمان مناسب در زندگی به آن میدان دهیم اما اگر بیش از آنکه باید، به دنبال آن برویم نابودی مطلق است. “کالیکلس” می‌گوید پند مرا بپذیر، بحث و جدل را رها کن، فضیلت‌های زندگی پویا را فرا بگیر، کسانی را الگوی خودت قرار نده که وقت‌شان را صرف این ایهام‌گویی‌های بی‌ارزش می‌کنند بلکه پیرو کسانی باش که زندگی خوب، شهرت و اعتبار و بسیاری موهبت‌های دیگر دارند. خوب، “کالیکلس” در واقع دارد به “سقراط” این را می‌گوید که: دست از فلسفه‌پردازی بکش، واقع‌بین شو و به مدرسۀ بازرگانی برو و قطعاً “کالیکلس” با این حرف‌ها به نکتۀ مهمی اشاره می‌کرده است. او از این حرف‌ها منظوری داشته است به این دلیل که فلسفه، بین ما و عرف‌ها و فرضیات پذیرفته‌شده و باورهای جا‌افتاده‌مان فاصله ایجاد می‌کند. اینها خطر هستند. خطر شخصی و سیاسی و در رویارویی با این خطرات، یک راه خاص برای تجاهل وجود دارد. نام این تجاهل، شک‌گرایی است. اگر “ارسطو” و “لاک” و “کانت” و “میل”، بعد از آن همه سال پاسخی به این پرسش‌ها نداده‌اند ما چه کسی هستیم که فکر کنیم می‌توانیم آنها را حل کنیم. پس شاید قضیه صرفاً این است که هر کس اصول مخصوص به خودش را دارد و حرف دیگری برای گفتن نمی‌ماند. مجالی برای استدلال نیست. این همان تجاهل است. تجاهلِ ناشی از شک‌گرایی که جواب من به آن این است:

درست است که این پرسش‌ها مدت‌های مدیدی مورد بحث و مناقشه بوده‌اند اما همین واقعیت که این پرسش‌ها مدام مطرح شده‌اند و همچنان باقی هستند می‌تواند حاکی از آن باشد که اگرچه به یک معنا پاسخ دادن به آنها غیرممکن است اما به یک معنای دیگر، راه گریزی از آنها نیست و دلیل اینکه این پرسش‌ها گریزناپذیر هستند، دلیل اینکه راه گریزی از آنها نیست این است که ما به نوعی با این پرسش‌ها زندگی می‌کنیم و هر روز برایشان پاسخ‌هایی می‌تراشیم. بنابراین، شک‌گرایی، شانه خالی کردن و دست کشیدن از اندیشۀ اخلاقی، ابداً راه حل مناسبی نیست. “امانوئل کانت”، مسالۀ شک‌گرایی را خیلی خوب توصیف کرده است آنجایی که می‌نویسد: شک‌گرایی، استراحتگاهی برای خرد بشری است که می‌تواند در آن به سرگردانی‌های متعصبانۀ خود بیاندیشد اما منزلگاهی نیست که بتواند تا ابد در آن سکنی گزیند. “کانت” می‌گوید به آسانی تن در دادن به شک‌گرایی، به هیچ وجه برای غلبه بر ناآرامی خرد کافی نیست.

من با طرح این مباحث سعی کردم معنایی از این خطرات و وسوسه‌ها، معنایی از مخاطرات و احتمالات را برایتان روشن کنم. این مبحث را صرفاً با گفتن این مطلب جمع‌بندی می‌کنم که هدف از این درس بیدار کردنِ ناآرامی خرد است و اینکه ببینیم به کجا خواهد انجامید.

با تشکر

Awaken The Restlessness Of Reason

Philosophy teaches us and unsettles us by confronting us with what we already know. There’s an irony. the difficulty of this course consists in the fact that it teaches what you already know. It works by taking what we know from familiar unquestioned settings, and making it strange. Philosophy estranges us from the familiar not by supplying new information but by inviting and provoking a new way of seeing but, and here’s the risk, once the familiar turns strange, it’s never quite the same again. Self-knowledge is like lost innocence, however unsettling you find it, it can never be unthought or unknown. what makes this enterprise difficult but also riveting, is that moral and political philosophy is a story and you don’t know where this story will lead but what you do know is that the story is about you. Those are the personal risks, now what of the political risks. one way of introducing of course like this would be to promise you that by reading these books and debating these issues you will become a better more responsible citizen. You will examine the presuppositions of public policy, you will hone your political judgment. you’ll become a more effective participant in public affairs but this would be a partial and misleading promise political philosophy. for the most part hasn’t worked that way. You have to allow for the possibility that political philosophy may make you a worse citizen rather than a better one or at least a worse citizen before it makes you a better one and that’s because philosophy is a distancing even debilitating activity And you see this going back to Socrates. there’s a dialogue, the Gorgias in which one of Socrates’ friends Calicles tries to talk him out of philosophizing. calicles tells Socrates philosophy is a pretty toy if one indulges in it with moderation at the right time of life but if one pursues it further than one should it is absolute ruin. Take my advice calicles says, abandon argument, learn the accomplishments of active life, take for your models not those people who spend their time on these petty quibbles, but those who have a good livelihood and reputation and many other blessings. So Calicles is really saying to Socrates quit philosophizing, get real, go to business school and calicles did have a point. he had a point because philosophy distances us from conventions from established assumptions and from settled beliefs. those are the risks, personal and political and in the face of these risks there is a characteristic evasion. the name of the evasion is skepticism. It’s the idea well it goes something like this we didn’t resolve, once and for all, either the cases or the principles we were arguing when we began and if Aristotle and Locke and Kant and Mill haven’t solved these questions after all of these years who are we to think that we can resolve them and so maybe it’s just a matter of each person having his or her own principles and there’s nothing more to be said about it. no way of reasoning. that’s the evasion. The evasion of skepticism to which I would offer the following reply:

it’s true these questions have been debated for a very long time but the very fact that they have reoccurred and persisted may suggest that though they’re impossible in one sense their unavoidable in another and the reason they’re unavoidable the reason they’re inescapable is that we live some answer to these questions every day. So skepticism, just throwing up their hands and giving up on moral reflection, is no solution. Emanuel Kant described very well the problem with skepticism when he wrote skepticism is a resting place for human reason where it can reflect upon its dogmatic wanderings but it is no dwelling place for permanent settlement. Simply to acquiesce in skepticism. Kant wrote, can never suffice to overcome the restless of reason.

I’ve tried to suggest through theses Arguments some sense of the risks and temptations of the perils and the possibilities I would simply conclude by saying that the aim of this course is to awaken the restlessness of reason and to see where it might lead.

Thank You Very Much

error: Content is protected !!